|
به اولین وب سايت اختصاصی گیاهپزشکی دانشگاه زابل خوش آمديد
من بی تو تنها یک خط ساده ام با هم اما رنگین کمان رنگ جلوه های بی نظیر اثر..... ما با هم ازهمیشه بهتریم و راز موفقیت در اینستکه کارهای انجام دادنی خود را دوست بداریم. آنچه برای ما بیش از همه چیز اهمیت دارد استفاده ازفرصتهای برابری است که خداوند متعال در اختیارمان قرار داده است تا به تعالی فکر و اندیشه وعمل دست یابیم. امید که در آغازسال تحصیلی جدید همراه با نو شدن تفکر و اندیشه ما باشد و همیاری وهمکاری ما در جهت پیشبرد اهداف والای گروه گیاهپزشکی بیشتر شود .
دانشجویان عزیز لطفا مقالات و پزوهش های خود را به ایمیل زیر ارسال کنید : با تشکر گیاه پزشکی 83 زابل | ||
ارکیده آبی
خانواده گل ارکیده، یکی از متنوعترین خانوادههای گیاهی است. تا بیش از 20هزار گونهی طبیعی از این گیاه شناسایی شده و انواع مصنوعی که با روشهای ژنتیک ساختهشدهاند هم بسیار زیادند. (بیش از هزار واریته) بعضی از این گونههای مصنوعی به هدف استفاده "شاخه بریده" تهیه شدهاند و در چند گونه تا 2ماه میتوان این گلها را در منزل نگهداری کرد!
ارکیدهها (که گاهی از روی تنوع به آنها "خانوادهی رویایی گفته میشود) معمولاً گرمسیری هستند ولی گونههای زیادی هم برای مناطق دیگر (حتی قطب) هم شناسایی شده و در اروپا بیش از 200 گونهی رسمی وجود دارد.
گل صدتومانی
عکس زیر غنچهی گیاه صدتومانی است.گیاهی دائمی و مقاوم به سرماست و عمر بسیار طولانی دارد. گلهای سفید و صورتی و سرخ آن بسیار بزرگ پرپر، در بعضی ارقام معطر و بینظیر است. در نواحی که زمستانهای سرد و طولانی دارد پائونیا به خوبی رشد و نمو کرده، تکثیر میشود.... تکثیر پائونیا از طریق تقسیم ریشههای گوشتی ضخیم در محل طوقهی گیاه صورت میگیرد. (در پائیز) و...
هر يک از سلولهاي هر كدام از گياهان توانايي ساخت يک گياه کامل همانند پايه مادري خود را دارند. و كلاً هر روشي كه بوسيله آن هر يك از اندامهاي گياهي به يك گياه كامل تبديل شود، يكي از زير ردههاي اين روش است.
انواع روشهاي تکثير غير جنسي
1) کشت بافت؛
2) تقسيم بوته؛
3) استفاده از اندامهاي زيرزميني؛
4) استفاده از ساقه و برگ بعنوان قلمه؛
5) استفاده از جوانهها بعنوان پيوند؛
6) استفاده از ساقههاي رونده؛
7) خوابانيدن
استفاده از تقسيم بوته براي تکثير گياهان زينتي کاربرد زيادي دارد و تعداد زيادي از گياهان به اين روش تکثير ميشوند. استفاده از اين روش بدليل اينکه گياه کامل و ريشهدار از پايه مادري جدا ميشود و عيناً شبيه پايه مادري شروع به رشد و نمو مي کند، يک روش نسبتاً آسان و بدون هيچ گونه خطر از نظر سازگاري با محيط است و هيچ تغيير ژنتيکي در آن اتفاق نميافتد. نمونه اين نوع تکثير را ميتوان در ديفن باخيا، سانسويريا و آنتوريوم مشاهده کرد.
خوابانيدن Layering
تکثير بوسيله خوابانيدن ياLayering يک روش نسبتاً ساده و کم هزينه است. فقط بايد دقت داشت که همه گياهان با اين روش قابل تکثير نيستند. برخي از درختان و درختچهها و تعدادي از پيچهاي زينتي با اين روش تكثير ميشوند.
روش کار بدين صورت است که بخشهايي از ساقه که در حال رشد است را درون خاک حفر ميکنيم و مقداري خاک بر روي آن ميريزيم. بخشهايي که در زير خاک هستند ريشهدار ميشوند و بعد از ريشهدار شدن آنها را از پايينترين محلي که براي خاک ريختن انتخاب کردهايم قطع ميکنيم و بعنوان يک گياه جديد به محل مورد نظر انتقال ميدهيم. اين روش تکثير در گياهاني نظير پيچ لوني سرا (ياس امينالدوله)، ياس زرد و پيچ اناري و تعداد ديگر از گياهان قابل استفاده است.
روشهاي قلمه برداشتن بر حسب اينکه از کدام قسمت ساقه صورت گيرد اسامي مختلفي دارند.
انواع قلمه ساقه
- قلمه چوبي Wood Cutting
- قلمه نيمه چوبي؛
- قلمه سبز؛
- قلمه علفي؛
- قلمه برگ.
قلمههايي كه بافت محكمي دارند، كمي خشبي شده ولي انعطاف لازم را دارند و حاصل رشد سال جاري هستند را قلمههاي نيمه چوبي يا نيمه خشبي گويند. درختچههاي زينتي و سوزني برگان و تعدادي از گياهان گلخانهاي نظير آکاليفا Acalypha و گل کاغذي به اين وسيله تکثير ميشوند. طول قلمهها حدود 10 تا 15 سانتيمتر بوده و 3 تا 4 گره روي ساقه بجاي ميماند. قلمهها بدون برگ يا با داشتن يک يا دو برگ کشت ميشوند.
قلمههاي سبز، حاصل رشد جاري گياه و حامل مريستم انتهايي هستند و به سرعت ريشهدار ميشوند. چنين قلمههايي طولي در حدود 5 تا 10 سانتيمتر دارند و حداقل داراي دو گره هستند و معمولاً برگ دارند و با يک يا دو برگ در محيط ريشه زايي کشت ميشوند. اين قلمهها تقريبا در تمام گياهان زينتي مانند سوزني برگها از قبيل كاج مطبق و آلوکالياها قابل استفاده ميباشند.
نوع ديگر قلمههاي ساقه، قلمههاي علفي يا Herbaceous Cutting است که در گياهان زينتي نظير انواع فوتوسها، ديفن باخيا و برگ انجيري کاربرد دارند.
نوع ديگر قلمه، قلمه برگ است. برگهاي بعضي از گياهان قابليت ريشه دار شدن دارند. عمده برگهاي ريشه زا برگهاي کامل هستند. يعني بايد يک برگ کامل همراه با دم برگش در بسترهاي تکثير کشت شود در حاليکه بعضي از برگها را بوسيله تکه کردن يا قطعه كردن، ميتوان تکثير کرد مانند برگهاي بگونياي ريزومدار و سانسويريا.
اندامهاي زيرزميني
- ساقههاي تغيير شكل يافته (پيازها)؛
- بخشهاي گوشتي ريشه.
گل گلايول با پياز تو پر بوسيله اندامهاي زيرزميني تكثير ميشود. همچنين گل سنبل با پيازهاي حساس و سخت ريشهزا تكثير پيدا ميكند. ريزومها بخشي از ساقه زيرزميني گياه هستند که بعنوان عامل تکثير از آن استفاده ميشود. حال به معرفي بعضي از گياهاني كه به اين وسيله تكثير ميشوند، ميپردازيم.
گل اختر
گل اختر يا کانا از خانواده کاناسل است که يک گياه تابستانه با گلهاي بسيار زيبا به رنگهاي متنوع ميباشد. بدليل اينکه برگهاي بزرگ و متراکم توليد ميکند در زماني که گياه روي گل نيست براي فضاي سبز مناسب است. بخش تکثيري اين گياه، يک ريزوم بسيار جوان، فعال و مرتب در حال جوانه زدن است بنابراين ميتوان با قطعه کردن ريزوم اين گياه را تکثير کرد. همچنين ريزومهاي برخي از بگونياها و اخترها نمونه بارز اين دسته از گياهان ميباشند.
عامل تکثير در گياهان پيازي (بعنوان مثال گلايول)، پيازچههاي بسيار کوچک هستند که در کنار پياز مادري رشد ميکنند. پيازچهها را چند سال متوالي (3 تا 4 سال) در زمين مرغوب ميکارند و زماني که پيازها به اندازه معين رسيدند، گل ميدهند.
عمل پيوند ياGrafting متصل کردن دو قسمت گياهي است، بطوريكه اين دو قسمت بوسيله باززايي با هم کاملاً جوش خورده و يک گياه را تشکيل دهند. معمولا بر روي همه درختان ميوه عمل پيوند صورت ميگيرد. همچنين گل سرخ از خانواده رزاسه عموماً با روش پيوند تکثير ميشود.
در عمل پيوند دو بخش پايه و پيوندك وجود دارد. بخش پاييني و اصلي که پايه ياStock ناميده ميشود و بخشي را که از گياه ديگر جدا ميشود و روي گياه مادري چسبانده ميشود را اصطلاحاً پيوندک Scion ميگويند. بنابراين پايه و پيوندک دو عامل مهم در موفقيت پيوند هستند. انتخاب پيوندك و سازگاري پيوندك مهم ميباشد، زيرا هر پايه با هر پيوندكي عمل پيوند موفقي نخواهد داشت.
پايه بسته به نوع گياه ميتواند نهال يك ساله يا شاخه بسيار باريك باشد. نسترنها گياه بومي كشور ايران هستند. در پايان سال اول يا دوم وقتي ضخامت پايه نسترن به اندازه يك مداد معمولي شد مناسب پيوند است. دو نوع پيوند وجود دارد. پيوند جوانه و پيوند شاخه كه هر دو آن بر روي نسترن انجام ميشود.
پيوند
1) نيمانيم يا انگليسي
2) پيوند اسكنه از انواع پيوند شاخه هستند.
پيوند انگليسي در فصل زمستان و بر روي گياهاني چون رز، نسترن و كلماتيس انجام ميگيرد. لازم به ذكر است كه پيوند اسكنه احتياج به چسب پيوند دارد تا باز زايي بخشهاي جدا از هم راحت صورت گيرد.
معمولترين پيوند جوانه، پيوند شكمي يا Tاست، كه در اواسط فصل بهار يا اواخر شهريور قابل انجام است و نيازي به چسب پيوند ندارد.
معمولاً پايه و پيوندك را از يك خانواده انتخاب ميكنند تا شانس سازگاري بيشتر باشد. دو نشانه بارز ناسازگاري پايه و پيوندك عبارتند از
الف) برجستگي در بخش طوقه،
ب) نامتناسب بودن رشد پايه و پيوندك.
معمولاً بعد از گذشتن 2 يا 3 سال از پيوند علائم ناسازگاري مشخص ميشوند.
گياهان زينتي بر اساس رنگ گلها، فصل گل دهي و نوع مصرف آنها تقسيم بندي ميشوند. در کتابهاي علمي يکي از روشهاي متداول تقسيم بندي گياهان بر اساس خانوادههاي گياهي است. در علم گياه شناسي خانوادههاي گياهي را بر اساس حروف الفبايي لاتين تنظيم کردهاند.
آکانتاسه Acantaceae
اولين خانواده گياهي آکانتاسه است. در اين خانواده عمده گياهان بعنوان گياهان آپارتماني و برگ سبزها مورد استفاده قرار ميگيرند.
آفلاندرا Aphlandra
يکي از گياهان بسيار زيباي خانواده آكانتاسه، آفلاندرا است که داراي برگهاي زينتي، کشيده، رگبرگهاي کاملاً مشخص و يک ساقه گل دهنده چهار گوش و براکتههاي رنگي است. اين گياه نسبتاً حارهاي بهتر است در گلخانههاي نسبتاً گرم و مرطوب نگهداري شود. چنانچه هر زمان رطوبت محيط از حد معيني کمتر شود علائم سوختگي حاشيه برگي روي آن ملاحظه ميشود.
تکثير آفلاندرا بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميگيرد و براي تکثير آن بهتر است از سيستم ميست و مهپاش استفاده شود.
فيتونيا
فيتونيا از ديگر گياهان بسيار زيباي برگي اين خانواده است. ساقههايش عموماً به حالت رونده و کوتاه رشد ميکنند و برگهاي سبز با رگ بالهاي صورتي دارد و منظرهاي زيبا بوجود ميآورد. تکثير اين گياه بوسيله ساقههاي ظريف آن در بسترهاي بسيار سبک صورت ميگيرد. براي پرورش فيتونيا در منزل بهتر است از خاکي باPH اسيدي استفاده کنيد. خاکهاي قليايي براي نگهداري اين گياه خيلي مناسب نيستند.
جكوبينا Jacobina
گياه ديگر اين خانواده مشعلي يا جکوبينا است که بخش زينتي آن در حقيقت براکتههاي زرد و گاهي صورتي آن ميباشد. اين گياه برگهاي سبز روشن و ساقه بسيار حساس دارد و نسبت به شرايط محيطي مخصوصاً خشکي محيط و بعضي از آفات گلخانهاي فوقالعاده حساس است. تکثير آن بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميشود.
هيپو اِستس
آخرين گياه اين خانواده، هيپو اِستس است که برگهاي سبز زيبا با نقطههاي صورتي دارد. اين گياه نسبتاً کم رشد نياز به يک خاک بسيار سبک و غني از مواد آلي با PH 5/6 تا 8/6 دارد و در جاهايي با نور متوسط در منزل يا گلخانه قابل نگهداري است. تكثير بوسيله قلمههاي سبز صورت ميگيرد.
آماري ليداسه Amarilidaceae
گياهان خانواده آماري ليداسه با نام فارسي آماري ليس جزء گياهان پيازي و Cut flower به حساب ميآيند. پيازهاي اين گياه به سرما حساس هستند و در طبقه بندي پيازها جزء دستهاي قرار دارند که در هواي سرد زمستان بوسيله پوششي از خاک محافظت ميشوند. عموماً اين پيازها را از خاک خارج ميکنند و به انبار مناسبي براي نگهداري منتقل ميکنند.
گياه آماري ليس، گلهاي بسيار درشت به رنگهاي مختلف دارد و به دو صورت گلداني به منظور استفاده در نوروز و کات فلاور جهت کشت در مزارع وسيع کشت و کار ميشود.
کشت آماري ليس به روش گلداني به اين صورت است که پيازهاي کاملاً درشت و مناسب از نظر گل دهي را انتخاب ميکنند. سپس 45 تا 50 روز قبل از زمان عرضه به بازار در خاکي با بافت متوسط کشت ميشوند. بعد آنها را در گلخانههاي نسبتاً گرم و پرنور قرار ميدهند (درجه حرارت مناسب براي رشد و نمو آماري ليس بين 15 تا 20 درجه سانتيگراد است). در اين حالت ابتدا برگهاي اوليه ظاهر ميشوند سپس يک ساقه گل دهنده از کنار پياز شروع به رشد و نمو ميکند. رشد رويشي اين دوره مربوط به اندوخته غذايي و يا حفظ ذخيره غذايي براي پيازها و توليد پيازچههاي جديد است. بعد از رشد پيازچهها به اندازه کافي در حدود اوايل فصل پاييز تعداد دفعات آبياري و مقدار آبياري را کم ميکنيم، بطوريکه گياه وارد مرحله خزان شود. بعد از زرد شدن شاخ و برگهاي گياه همه آنها را قطع ميکنيم و دو هفتهاي در هواي آزاد به همان حالتي که در پوشش گلدان است باقي ميماند و سپس به انبار منتقل ميشود.
قبل از انتقال گياه به انبار مرحله جداکردن پيازچهها و مرتب كردن آنها است. پيازها را بر اساس اندازه محيطي آنها درجه بندي ميکنيم. كه به 3 تا 4 اندازه قسمت ميشوند. بعد از شست و شو و ضد عفوني به کمک يک قارچ کش معمولي آنها را خشک و در انبار نگهداري ميکنيم.
نکته مهم در خصوص گياهان پيازي نگهداري شونده در انبار، درجه حرارت مناسب انبار است. درجه حرارت انبار نقش مهمي در گل دهي پيازها براي فصل بعدي دارد، و مناسبترين درجه حرارت براي انبار كردن پيازهاي آماري ليس 7 تا 10 درجه سانتيگراد است.
كليويا Clivia
کليويا يا خورشيدي گياه ديگري از خانواده آماري ليداسه است که برگهايي شبيه به گياه آماري ليس دارد، با اين تفاوت که رنگ برگها در كليويا کمي تيره تر و رگبرگها برجسته تر بنظر ميرسند. اين گياه بر خلاف آماري ليس تمام دوره رشدي خود را در گلخانه بسر ميبرد و گياهي است که داراي ارزش اقتصادي بوده و در فصل زمستان گل دهي دارد.
بر خلاف گل آماري ليس که گلهاي دوتايي يا چهارتايي دارد در خورشيدي گلچهها کوچکتر بوده و به تعداد 12 تا 24 گلچه در ارقام مختلف بشکل يک چتر بر روي ساقه گل دهنده ديده ميشوند. تکثير کليويا بوسيله تقسيم بوته و به کمک ريزومهاي قطور آن صورت ميگيرد.
همانتوس
گياه ديگر خانواده آماري ليداسه، همانتوس است. اين گياه بسيار زيبا، برگهاي چين خورده دارد. ساقه گياه و ساقه گل دهنده نقش و خطوط رنگين و زيبايي دارند و از اين نظر در بين گياهان زينتي جزء خصوصيات منحصر به فردشان به حساب ميآيد. گلهاي اين گياه در روي ساقه نسبتاً بلند و به شکل توپ به رنگهاي مختلف ظاهر ميشود.
همانتوس نياز به استراحت تابستانه دارد. در تمام فصل تابستان بايد از ميزان آبياري پيازهاي آن بکاهيم تا دوره استراحتش طي شود.
گل نرگس
گياه ديگر اين خانواده گل نرگس است. نرگسهاي بومي ايران در استان فارس و در بخشهايي از استان خوزستان ميرويند.
گل نرگس بعنوان يک پياز مقاوم دائمي براي کشت و کار در هواي آزاد بسيار مناسب است، چون در تمام مدت سال ميتواند در هواي آزاد باقي بماند و رنگ برگها منظره خاصي به آن محوطه ميدهد. تکثير اين گياه در پاييز بوسيله تقسيم پياز ميباشد.
گل مريم Polliantes tuberousa
آخرين گياه خانواده آماري ليداسه، گل مريم يا بوليانتس توبروزا است. اين گياه بسيار زيبا با دمبرگهاي بلند و گلچههاي سفيد، بسيار معطر ميباشد. پيازهاي اين گل جزء پيازهاي فوقالعاده حساس به سرما هستند و بهترين زمان براي تکثير آن موقعي است كه خطر سرما رفع شده باشد.
پيازهاي گل مريم نسبتاً ريز و کوچک بوده و جداکردن آن از خاک همواره مشکل است و بايد با دقت کافي صورت گيرد.
گستردگي نوع گياهان اين خانواده بصورتي است كه بر اساس نحوه رشد و نمو و تكثير به سه گروه تقسيم ميشوند:
گروه اول
- تکثير بوسيله قلمه؛
-رشد ساقهاي.
گروه دوم
- رشد ساقهاي ندارند؛
- تكثير بوسيله تقسيم بوته.
گروه سوم
تکثير هم با ساقه و هم با تقسيم بوته.
گياهان گروه اول خانواده آراسه
معروفترين گياه گروه اول فوتوس است. برگهاي سبز و ابلق آن قلبي شکل و به اندازههاي کوچک و بزرگ ديده ميشوند. تکثير آسان آن با قلمههاي ساقه كه حداقل دو بند داشته باشند در داخل آب يا ماسه مرطوب صورت ميگيرد. براي نگهداري فوتوس بافت غني از مواد غذايي با PH خنثي (نزديك 7) مورد نياز است.
گياه بعدي سين گونيوم است که برگهاي نسبتاً درشت و ساقههاي قطور آن رشد سريعي دارد. اين گياه به رنگهاي سبز، صورتي و ابلق موجود است. گونه سبز رنگ آن سريع رشد ميکند ولي گونه ابلق و رنگين آن معمولاً سرعت رشد خيلي بالايي ندارد. تکثير اين گياه بوسيله قلمه ساقه در آب و ماسه ميسر است.
گياه بعدي از گروه اول، برگ انجيري يا مونسترا است. دو گونه مونسترا وجود دارد :
1- مونستراي برگ ريز؛ که ساقههاي رونده دارد و ريشههاي نابجا بر روي ساقههاي آن ظاهر ميشوند. اين گياه تکثير فوقالعاده راحتي دارد. براي تكثير قلمههاي ساقه به همراه ريشه نابجا داخل ماسه قرار ميگيرد.
مونستراي برگ درشت؛ نسبتاً کم رشد و داراي برگهاي بادبزني بسيار درشت است و سرعت ريشهدار شدن قلمهها و تعداد قلمههاي آن کمتر از گونه اول است.
گياه فيلو دندرون يا بابا آدم داراي برگهاي قلبي شکل، فوقالعاده کم رشد و سبز رونده است. همچنين برگهاي آن بسيار درشت با زائده نسبتاً باريکي ميباشند.
فوتوس سوراخدار نيز يک فيلو دندرون بسيار کند رشد و سخت ريشهزا است. يکنوع فيلو دندرون با برگهاي بسيار درشت وجود دارد که محل قطع برگها شبيه به يک چشم ظاهر ميشود. اين گياه تاريخي، بسيار قديمي است.
گياهان گروه دوم خانواده آراسه
اين گياهان بوسيله پا جوش تقسيم ميشوند و رشد ساقهاي ندارند. در اين گروه دو گياه معروف وجود دارد که از اهميت اقتصادي برخوردار هستند.
گياه آنتوريوم حداقل 26 گونه زينتي دارد و بخش اسپات رنگي آن اصطلاحاً بنام گل شناخته شده است و دوام بسيار طولاني بصورت شاخه بريده دارد. براي نگهداري آنتوريوم از گلخانههايي با تهويه مناسب استفاده ميشود كه رکود هوا يا کمبود اکسيژن نداشته باشد. براي نگهداري آنتوريوم خاک سبک با PH اسيدي و غني از مواد غذايي مناسب است. در سالهاي اخير با گسترش کشت و کار آنتوريوم و در حقيقت ارزشي که اين گياه در بازار جهاني گل و گياه دارد براي آن کمتر از بستر خاک استفاده ميشود، و صرفاً در محيط فاقد خاک و در محيط هيدروپونيك به کمک مواد غذايي خاص پرورش مييابد.
گياه اِسپَتي فيلوم با بخش زينتي اسپاتهاي سفيد رنگ، برگهاي سبز و زيبا، گياه سريعالرشدي ميباشد. بوسيله تقسيم بوته يا پا جوشهايي که در کنار پايه مادري توليد ميشود قابل تکثير است.
براي نگهداري اسپتي فيلوم بايد از خاک غني از مواد غذايي و PH اسيدي و محيطي با رطوبت نسبي حدود 60 تا 65 درصد استفاده کرد در غير اينصورت کيفيت و سلامت برگها از بين ميرود.
گياه کات فلاور شيپوري يا کالا يا آروم به رنگهاي متنوع بوده و اسپاتهاي شيپوري مانند بخش زينتي آن را تشکيل ميدهند. اين گياه به رنگهاي سفيد، زرد و ... در بازار موجود است. اين گياه نياز به استراحت تابستانه دارد. بافت خاك متوسط تا خوب اين گياه در تابستان نياز چنداني به آبياري ندارد. بعد از 3-2 هفته(در اواخر مرداد ماه) ريزومهاي جدا شده را از خاک خارج کرده و كشت و تکثير مينماييم. دو هفته بعد از تکثير گياه رشد رويشي آن آغاز ميشود و سپس در حدود ماههاي دي تا بهمن گلهاي اسپاتي گياه
ظاهر شده و بعنوان يک شاخه بريدهCut Flower قابل عرضه به بازار هستند.
گياه کالاديوم، برگهاي رنگين، درشت و قلبي شکل دارد. اين گياه به يک خاک سبک و غني از مواد غذايي با PH 2/6 – 5/5 و درجه حرارت نسبتاً ثابت 22 تا 24 درجه سانتيگراد نياز دارد. تکثير آن بوسيله تقسيم بوته ميباشد.
گياهان گروه سوم خانواده آراسه
اين گياهان بوسيله قلمه و پا جوش تکثير ميشوند. معروفترين گياه اين دسته ديفن باخيا است که داراي گونههاي متعدد ابلقي رنگ است. هر چقدر ميزان ابلقي ديفن باخيا بيشتر باشد به شرايط و محيط سخت ديرتر سازگاري پيدا ميکند.
ديفن باخيا گياهي است که در خاکهاي متوسط، با آبياري منظم بخوبي رشد و نمو ميکند و رشد ساقهاي خيلي خوبي دارد. بوسيله گياهچههاي کوچکي که در کنار گياه مادري سبز ميشوند (پا جوش) براحتي قابل تکثير است. علت اصلي ريزش برگهاي پاييني ديفن باخيا، خشکي محيط است. براي جلوگيري از اين حالت بهتر است که بر حسب درجه حرارت محيط، روزانه بين يک تا سه بار اطراف گياه را آبفشاني کنيم تا رطوبت مناسب براي آن مهيا شود.
گياه آلوکازيال داراي برگهاي بسيار بزرگ است و در گلخانههايي با خاک اسيدي و عميق جايي که ريشههاي آن بتوانند در داخل خاک گسترش پيدا کنند نگهداري ميشود.
در محيطي با رطوبت کم، برگهاي گياه کوچک شده و در صورت تداوم خشکي محيط لکههاي سوختگي در حاشيه برگها ديده ميشود.
اين گياه بوسيله تقسيم بوته و قلمههاي ساقه تکثير ميشود.
نكته
قلمه ساقهي جدا شدهاي است كه بايد ريشهدار شود، ولي پا جوش گياه كامل ريشهدار است كه قابل كشت و كار ميباشد.
خانواده بگونياسه با برگهاي زيبا و رنگين توجه همه را جلب ميكند. اين خانواده از لحاظ ارقام و اعداد گستردگي فراواني دارد. اولين بار يک گياه شناس بنام بگونيا گياه بگونياسه را کشف کرد. منشأ بگونيا جنگلهاي گرم و مرطوب است. تنوع تعداد گونههاي بگونيا شناسايي آن را مشکل کرده است. خصوصيات خانواده بگونياسه مربوط به عدم وجود تقارن برگي است، برگهاي گياهان خانواده بگونيا تقارن مشخصي ندارند. اين ويژگي (عدم تقارن برگي) فقط در يک خانواده گياهي ديگر بنام الواسه وجود دارد.
بر اساس نوع ريشه بگونياها را به سه دسته تقسيم کردهاند :
1- ريشه افشان؛
2- ساقههاي قطور و ريزوم مانند؛
3- پيازي.
بگونياها با ريشههاي افشان
- ساقه كاملاً مشخص، نسبتاً قطور و بلند؛
- برگها به تناوب روي ساقه قرار دارند؛
- ريشههاي افشان و نسبتاً سطحي دارند؛
- بي تفاوت به طول روز.
از آنجا كه اين گياهان به طول روز بيتفاوتند در تمام فصول سال گلدار هستند.
بهترين و شاخصترين بگونياسه مربوط به زير خانواده ريشه افشان، بگونياي سمپر فلورانس يا بگونياي هميشه گلدار است. برگهاي سبز براق، گلهاي قرمز بسيار شفاف و ساقه کشيده دارد. اين گياهان در همه شرايط عمومي منازل و گلخانهها قابل کشت و کار و نگهداري هستند. ساقههاي آن در داخل آب براحتي ريشه ميدهند و در داخل ماسه نيز خيلي سريع و کمتر از 7 روز ريشه ميدهند. بگونياهاي سمپر فلورانس انواع مختلفي دارند.
براي پرورش بگونياي هميشه گلدار يک خاک مناسب با بافت متوسط، و محلي دور از تابش مستقيم آفتاب مناسب است.
بگونياها با ساقههاي قطور و ريزوم مانند
- ساقه مشخصي ندارند؛
- ساقه به شكل ريزوم تغيير شكل داده؛
- برگها رنگ و شكل متفاوتي دارند.
يكي از بگونياهاي برگ ريزوم دار، بگونياي پشت برگ قرمز است كه سطح رويي برگهاي آن حالت مخملي دارد. در بگونياهاي ريزومدار ساقه بشکل ريشه تغيير شکل داده است و برگها بر روي ريزومها به شکلهاي مختلف خود نمايي ميکنند. بيش از 800 گونه بگونيا متعلق به اين گروه ميباشد که از نظر ريزوم و نقش و نگار برگ با هم متفاوتند.
بگونياي پشت برگ قرمز را نميتوان در منزل نگهداري کرد زيرا به خاک بسيار سبک و محيطي با رطوبت نسبي 70 تا 75 درصد نياز دارد.
بگونياهاي ريزوم دار تحت نام عمومي بگونيا ركس شناخته ميشوند (اولين بار ركس متوجه دو رگه بودن آنها شد). بگونياهاي دو رگه برگهاي رنگين يا فلسهاي كركدار روي برگ دارند. بر خلاف دسته اول، بوسيله تقسيم ريزوم و قلمههاي برگي تكثير ميشوند. علاوه بر اين با برگ كامل هم تكثير ميشوند. انواع بگونياهاي رکس عبارتند از بگونياي رکس نقرهاي و بگونياي رکس قهوهاي.
بگونياهاي پيازي
اين بگونياها ساقه خودرويي به شكل پياز دارند. پيازها از نوع پيازهاي حساس به سرما بوده و در زمستان در انبار نگهداري ميشوند. داراي برگهاي درشت و گلهاي رنگين هستند. اين گياهان كاربرد فضاي سبزي و Land escape دارند. در كشور ما بگونياي پيازي كم است، زيرا گياه احتياج به خاكي با PH اسيدي و تابستانهاي مرطوب دارد ولي در كشور ما تابستانها گرم و خشك است بنابراين در فضاي سبز كشت و كار مناسبي ندارد. بهترين شرايط براي نگهداري اين گياه، وجود يک خاک مرطوب کاملاً اسيدي و بدور از نور مستقيم آفتاب است. بدليل سهولت در توليد گياهان دو رگه بگونياها ارقام فراواني دارند. وضعيت قرارگيري گلها در بگونياها طوري است که گلهاي نر و ماده بر روي يک بوته قرار دارند و از نظر همزماني رسيدن دايره گرده و کلاله هيچ مشکلي نيست در نتيجه توليد بذر به وفور صورت ميگيرد. بگونياهاي هميشه گلدار بوسيله بذر براحتي قابل تکثير هستند.
خانواده بروملياسه يا آناناس زينتي
در خانواده بروملياسه تعداد زيادي از گياهان اپيفيت Epiphyte وجود دارند كه فقط 7 - 5 گونه به عنوان گياهان زينتي كشت و كار ميشوند. برگ گياهان اين خانواده حول محور دايرهاي رشد ميکنند. اين مشخصه در همه گياهان خانواده بروملياسه ثابت و يکسان است. علاوه بر اين گياهان اين خانواده ريشههاي بسيار کم حجم و سطحي دارند. خاک مناسب براي اين گياهان يک خاک سبک باPH اسيدي و غني از مواد آلي است. در خانه يك سوم پايين گلدان را سنگريزه بريزيد كه زهكش مناسب براي گياه باشد.
نيدولاريوم
گياه نيدولاريوم داراي برگهاي سبز و بخش زينتي با براکتههاي رنگي است، و در داخل کاسه گل، گلهاي آبي بسيار ظريفي ديده ميشود که از ديدگاه گياه شناسي، گل براي گياه است که گاهي اوقات در درجه حرارتهاي مناسب تبديل به بذر ميشود.
.
مقاومت ذخایر ژنتیکی گندم زمستانه اروپا به زنگ برگ
زنگ برگ که بوسیله قارچ(P.recondita f. sp.) ایجاد می شود یکی از بیماریهای مهم گندم در اروپاست. اصلاح گندم در جهت مقاومت به این بیماری یکی از راههای جلوگیری از کاهش محصول بوسیله این بیماری است و تا کنون بیش از 40 ژن مقاومت به این بیماری شناخته شده است. در این آزمایش 70 رقم گندم، از جمله ارقام کاشته شده و لاینهای اصلاحی، به مدت 2 سال در 10 کشور اروپایی برای مطالعه زنگ برگ در شرایط مزرعه بررسی شدند. علاوه بر این، مقاومت گیاهچه ها با نژادهای محلی و ارقام در حال اصلاح آزمایش شدند. 9 رقم(Batis, Capo, RE9001, RE9801, Terza, Toronit, Titlis, Barra, Beaufort) در همه مناطق کاملا مقاوم بودند و این ارقام می توانند به عنوان منابع ژنتیکی با ارزش در برنامه های اصلاحی بکار روند. دو سوم از این 72 رقم دارای مقاومت کامل یا نسبی بودند. کولتیوارهای دارای ژن Lr13 مقاومت های متفاوتی از خود نشان دادند که این بیانگر این است که داشتن ژن Lr13 به تنهایی نمی تواند مقاومت خوبی برای ارقام ارپایی ایجاد کند. ژن Lr73 در کل مقاومت خوبی برای گیاهان بالغ ایجاد کرد ولی گیاهچه های دارای این ژن، نسبت به این بیماری حساسیت نشان دادند. شواهد نشان داد ژنهای ناشناخته ای مقاومت به این بیماری را ایجاد می کنند که مطالعه بیشتر برای شناسایی ژنتیکی این ژنها ضروری بنظر می رسد.
منبع:
Agronomie, 2000, 20: 783–792
زيره سياه ايراني: Bunium persicum
Black cumin
گياهشناسي:
گياهي پايا، بدون كرك كه ارتفاع آن به 60-40 سانتي متر مي رسد. با ريشه غده اي، ساقه بدون كرك و منفرد ايستاده است. برگهاي پاييني داراي دمبرگ بلند، داراي 3 بار تقسيم شانه اي، برگهاي ساقه اي داراي غلاف كوتاه و دوبار تقسيم شانه اي، گل ها به رنگ سفيد، كوچك، مجتمع در چتري مركب و وسيع، ميوه فندقه در مقطع عرضي پنج پهلو مي باشد.
خواص دارويي:
بادشكن و هضم كننده غذاست. براي تقويت دستگاه گوارش و مداواي دل پيچه نوزادان استفاده مي شود. اسانس گياه بر فعاليت آنزيمهاي خون، كبد، پانكرانس و روند متابوليسم اثر دارد. بعنوان ادويه و چاشني مواد غذايي مورد مصرف قرار مي گيرد.
در شمال شرقي كشور، شهرهاي مشهد، بجنورد،درگز، شيروان، استان هاي سمنان، اصفهان، كرمان، تهران و … پراكندگي دارد.
اكولوژي:
اين گياه اراضي سنگلاخي، واريزه اي مناطق كوهستاني را براي رويش مي پسندد. اصولا خاكهايي با بافت سبك كه معمولا در پاي دامنه هاي نواحي كوهستاني يافت مي شوند رويشگاه اين گياه محسوب مي شوند.
مريم گلی کبير:Salvia sclarea
نام انگليسي: Clary sage

گياهشناسي
گياهي است دو ساله يا پايا، بسيار معطر و داراي ساقه اي با ارتفاع 40 سانتي متر تا يک متر. داراي برگهاي متقابل، دمبرگ مشخص و پهنک بزرگ مي باشد. گلهايي بزرگ، معطر، مجتمع درحول انشعابات انتهايي ساقه، به رنگ صورتي يا سفيد مايل به بنفش دارد. در قاعده گلهاي آن ، يک براکته قلبي شکل نازک ديده مي شود که بزرگتر از کاسه گل است. ميوه 4 فندقه به رنگ قهوه اي با تزئينات مرمر مانند (رگه دار) صاف و شفاف است.
خواص دارويي و موارد مصرف:
برگهاي آن به عنوان نيرو دهنده ، ضد تشنج و در درمان سياه سرفه مورد استفاده قرار مي گيرد. سرشاخه گلدار آن، به عنوان قاعده آور، ضد عفوني کننده و ضعف عمل دستگاه هضم استفاده مي شود. اسانس آن در صنايع عطر سازي و تهيه ادکلن کاربرد فراواني داشته و در صنايع غذايي نيز به عنوان ادويه و ترکيبات معطر مورد استفاده قرار مي گيرند.
پراکنش
مراکز اصلي توليد اين گياه، فرانسه، روسيه، مجارستان و بلغارستان مي باشد. اين گياه در اکثر مناطق معتدله دنيا کشت مي شود.
نيازهاي اکولوژيکي
اين گياه گونه اي خشکي پسند بوده و نياز به آفتاب، نور و گرماي زياد دارد. بذور گياه در درجه حرارتهاي 10-8 درجه سانتيگراد جوانه مي زنند ولي بهترين درجه حرارت جوانه زني 28-25 درجه سانتي گراد مي باشد. در مرحله رزت تا حدودي به سرماي زمستان مقاوم است. اين گياه حساسيت چنداني به خاک نداشته و در هر خاکي رشد مي کند. لذا گياه مناسبي جهت کاشت در زمينهاي حاشيه اي مي باشد.
مرزنجوش وحشي:
Oriyganum vulgare
نام انگليسي:Oregano

گياهشناسي:
گياهي است چند ساله و منشا آن نواحي مديترانه مي باشد. اين گياه داراي ريشه سطحي بوده و ارتفاع آن بسته به منطقه رويشي به 100-50 سانتي متر مي رسد. ساقه چهارگوش به رنگ قرمز، پوشيده از کرکهاي ترشحي، برگها به طول 5-3 سانتي متر و تخم مرغي شکل، فاقد دندانه و به ندرت کرکدار هستند. ميوه فندقه، استوانه اي شکل با سطحي صاف به رنگ قهوه اي و به طول يک ميلي متر است.
خواص دارويي و موارد مصرف
اندام رويشي اين گياه به عنوان ادويه استفاده مي شود. مواد موثره آن سرفه راتسکين داده و در ناراحتيهاي تنفسي به عنوان ماده اي خلط آور استفاده مي شود از دم کرده اندام هاي رويشي به عنوان ماده اي اشتها آور و ضد نفخ استفاده مي شود. اسانس اين گياه خاصيت ضد باکتريايي و ضد قارچي دارد.
پراکنش:
منشاء اين گياه نواحي مديترانه اي مي باشد و در کشورهاي داراي آب و هواي مديترانه اي کشت مي شود.
نيازهاي اکولوژيکي
بذور در درجه حرارت 25 درجه سانتيگراد در طول يک تا دو هفته سبز مي شوند. احتياج به نور فراوان دارد و خاکهاي شني حاوي ترکيبات آهکي را مي پسندد، 7/8-5/4: pH براي رشد گياه مناسب است.
شويد: Anethum graveolens
تيره :Apiaceae چتريان
نام انگليسي:Dill

گياهشناسي
گياهي است يکساله به ارتفاع 30 سانتي متر تا يک متر و داراي ريشة راست است. ساقه آن
استوانه اي، بي کرک، داراي خطوط طولي، در محل گره ها کمي فرورفته است.برگها متناوب بدون کرک با پهنک منقسم با بريدگيهاي نازک و نخي شکل. گلها کوچک و به رنگ زرد
مي باشد. از مشخصات آن اين است که در پايه هاي اصلي و چترهاي فرعي آن انولوكر و انولوسل ديده نمي شود. ميوه اش بيضي، مسطح، به طول 3 تا 4 ميلي متر و عرض 3 ميلي متر به رنگ قهوه اي شکلاتي روشن است.در سطح آن برجستگيهاي نخي به رنگ مايل به زرد و در کناره هاي آن لبه بال مانند به رنگ زرد روشن ديده مي شود.
خواص دارويي و موارد مصرف
ميوه شويد داراي اثر درماني مشابه رازيانه، و زيره سياه است. اثر نيرو دهنده، مقوي معده، هضم کننده غذا، بادشکن، مدر، ضد تشنج، رفع استفراغ، و زياد کننده ترشحات شير است. شويد به عنوان چاشني در صنايع غذايي استفاده مي شود.
پراکنش
اين گياه در هندوستان ، انگلستان، آمريکا، بلغارستان ، اسپانيا و ايتاليا در سطوح وسيع كشت
مي شود.
نيازهاي اکولوژيکي:
در مناطق آفتابگير و خنک به خوبي رشد مي کند، در تمامي خاکها قابل کشت است اما خاکهاي لومي کمي اسيدي (pH: 5/6-6/5) که داراي زهکش مناسب باشند براي آن ايده آل مي باشد. در خاکهاي کاملا" شني گياه ممکن است تحت تنش خشکي قرار گيرد و در خاکهاي رسي جوانه زني دچار مشکل مي شود.
| بررسی مراحل کاشت، داشت و برداشت کدوی تخم کاغذی
در گذشته بصورت سنتی از دانه های کدوی تخم کاغذی برای دفع کرم کدو استفاده می شد . بعدها تحقیقات نشان داد که دانه های این گیاه و روغن حاصل از آن حاوی مواد مؤثره ارزشمندی مانند: peponen,prostaliquid,gronfing گیاه شناسی: Cucurbita pepo var.striaca کدوی تخم کاغذی ((pumpkin متعلق به تیره کدوییان گیاهی است ،علفی،یکساله،با ساقه کرکدار و خزنده،ریشه محکم و برگهای پنج لبی که گلهای نر و ماده آن جدا از هم بر روی گیاه قرار می گیرند. گلها به رنگ زرد و پنج لبی می باشند.گلهای ماده کوتاهتر از گلهای نر می باشند. ابتدا گلهای نر به صورت دسته ای و سپس گلهای ماده به طور جداگانه ظاهر می شوند.میوه گوشت دار ،درشت و کروی شکل و یا کم و بیش کشیده است. میوه رسیده به رنگ زرد یا سبز زرذ می باشد. داخل هر میوه 400تا500 عدد دانه به رنگ سبز تیره یا زیتونی است. اطراف دانه ها را پوشش شفاف و ظریفی احاطه می کند. وزن هزار دانه آن 100تا300 گرم است.اکولوژی: گیاهی است روز بلند و دمای مورد نیاز برای جوانه زنی بذور12 درجه سانتیگراد ولی دمای مطلوب برای رویش 25تا35 درجه است. رویش این گیاه در دمای 14 درجه سانتیگراد متوقف می شود . برگها به شدت به سرما حساس است به طوری که در دمای 1تا2 درجه سانتیگراد گیاه دچار سرما زدگی شده و خشک می شوند. این گیاه قادر است خشکی را تحمل کند . در صورت خشکسالیهای طولانی مدت ریشه قادر به جذب رطوبت از اعماق خاک خواهد بود . دوره رویش این گیاه بسته به رقم و شرایط اقلیمی بین 120تا140 روز است. کدوی تخم کاغذی برای رویش به خاک خاصی نیاز ندارد ولی خاک های با بافت متوسط و غنی از مواد غذایی خاک های مناسبی برای کشت می باشد. کشت در خاک های اسیدی و مناطق سرد مناسب نیست. همچنین در زمینهایی که سطح آب زیرزمینی آن بالاست نباید کشت شود. کدوی پوست کاغذی به اکثر علف کشها حساس است. مواد و عناصر مورد نیاز: 30تا40 تن کود حیوانی کاملاً پوسیده نقش عمده در افزایش عملکرد دانه و مواد مؤثره گیاه دارد. اگر زمین از مئاد و عناصر غذایی تهی باشد در فصل پاییز به همراه کود حیوانی مقدار 120تا160 کیلوگرم کود اوره ،240تا300 کیلوگرم کود فسفاته و 150تا180گیلوگرم کود پتاسه باید به خاک اضافه کرد. تاریخ و فواصل کاشت: در فصل پاییز پس از افزودن کود های حیوانی و شیمیایی به زمین شخم عمیقی زده می شود . ابتدای بهار زمین برای کشت بذر آماده می باشد. هنگامیکه خطر سرمازدگی بر طرف شد می توان اقدام به کشت نمود . چون این گیاه به سرما حساس است از این رو بهتر است با تأخیر اقدام به کشت شود . زمان مناسب برای کاشت در یزد اوایل فروردین تا نیمه اول اردیبهشت ماه میباشد. بذرها به مقدار 6تا9 کیلوگرم، باید در ردیف هایی به فاصله 100تا150 سانتی متر کشت شود و فاصله بین دو بوته در روی ردیف 40تا50 سانتی متر است . بهتر است کشت به صورت جوی و پشته ای انجام شود و ضمناً بذرها به علت حساسیت گیاه به بوته میری ، در بالای پشته ها کشت می شوند. چون دانه ها فاقد پوشش هستند باید با قارچ کشهای مناسب ضدعفونی گردند. در هر چاله 3تا5 بذر قرار گیرد. داشت و نگهداری: آفات و بیماری ها: این گیاه به برخی آفات و بیماری ها حساس است . به سرعت به بیماری های ویروسی مبتلا می شود مبارزه با آفات ناقل ویروس و همچنین خارج کردن و سوزاندن بوته های آلوده به ویروس نقش مهمی در کنترل ان دارد. از بیماریهای خطرناک کدو می توان از سفیدک سطحی و دروغی نام برد. که برای مبارزه با سفیدک سطحی که در آن سطح برگ از پوشش سفید رنگ متمایل به خاکستری پوشیده می شود، از سموم کاراتان،آفوگان و پودر های گوگرد وتابل به نسبت 3تا5 هزار و معمولاً با 2تا3 بار تکرار استفاده می شود. برای مبارزه با سفیدک دروغی که در آن در سطح برگ لکه های زرد یا سفید رنگی ظاهر می گردد که در پشت این لکه ها پوشش قارچی به رنگ سفید متمایل به خاکستری مشاهده می شود، از قارچ کشهای دیتان،کوپروسان سوپر د، زینب، مانکوزب و ارتوسید استفاده می شود. بوته میری باعث مرگ ناگهانی و از بین رفتن سریع بوته ها می گردد ، که از مواد قارچ کش نظیر سرزان یا تیرام استفاده می شود. برداشت محصول: زمان برداشت گیاه به شرایط اقلیمی محل رویش گیاه بستگی دارد. میوه ها از اواسط مرداد ماه به تدریج می رسند . با رسیدن میوه ها برگ ها و ساقه ها خشک می گردند. هنگامیکه 70تا75 درصد میوه ها رسیدند آنها را باید جمع آوری کرد. پس از جمع آوری میوه ها آنها را شکسته و دانه های داخل آن را خارج می کنند. سپس آنها را در دمای مناسب 30تا35 درجه سانتیگراد خشک می کنند. رطوبت مجاز در دانه های خشک شده 12 درصد است. دانه های خشک شده را باید در کیسه های 40تا50 کیلویی بسته بندی و در مکان خنک و خشک نگه داری کرد. عملکرد بذر بسته به شرایط اقلیمی و خاکی معمولاً 80تا150 تن میوه کدو در هر هکتار می باشد ، که از این مقدار 900تا1500 کیلوگرم دانه بدست می آید. |
بيماری : بيماری ريشه آرميلاريا ؛ پوسيدگی ريشه بند کفشی
PATHOGEN: armilaria sp .

معمولا یکی از مهمترین بیماری های درختان در مناطق معتدل جهان است . این بیماری در جنگل های بومی ، جنگل های کاشته شده ، باغات میوه ، تاکستان ها و فضای سبز شهری دیده می شود . همچنین ممکن است در گیاهان غیر چوبی ( شکل 13 ) ایجاد شود . این بیماری خسارت های فراوانی را در بخش های معتدل امریکای شمالی ، اروپا ف آسیا ، ژاپن ، آفریقای جنوبی ،استرالیا و نیوزلند و هر جای دیگر به بار می آورد .
این بیماری همچنین در بعضی از مناطق حاه شامل بخش حاره آفریقا ، آمریکای جنوبی و سریلانکا رخ می دهد . اما در بسیاری از مناطق به شدت مناطق معتدل نیست و فقط در ارتفاعات رخ می دهد .
: Humongous fungus
رشته های کوچک مانند قارچ شناسی و بیماری شناسی جنگل می توانند زیر و رو شوند وقتی که خبری به رسانه های گروهی می رسد . این اتفاقی بود که در سال 1992 رخ داد وقتی یک مقاله ی علمی چاپ شد در باره توانایی Armillaria gallica در تشکیل کلنی های بسیار بزرگ ، یا genets . همه اینها زمانی اتفاق افتاد که رسانه های گروهی این موضوع را با عبارت Humongous fungus مرتبط ساختند و برنامه های زیادی در مورد آن ساخته شد . این موضوع به تیتر اول روزنامه نیویورک تایمز ، گزارش خبری شبکه ABC به گزارشگری پیتر جنینگس و برنامه Top Ten دیوید لترمن و برنامه های بسیار دیگر بدل شد . ( شکل 14 ) حتی در این مورد یک صفحه اینترنت هم ساخته شد .
جفت های بزرگتری هم پیدا شده است و بزرگترین آنها تا کنون در اورگان شرقی یافت شده است که حدود 900 هکتار است بر آورد میشود بیش از 2400 سال عمر داشته باشد .
شب تاب :
شاید یکی از جالبترین چیزهای در مورد آرمیلاریا این است که میسلیوم های آن نور افشانی می کند ، خصوصا در چوبی که در حال تخریب باشد ف به چنین چوب درخشانی روباه آتشین می گویند .در قدیمی ترین شاهکار ادبی انگلیسی ( کتاب بیوولف ) به این موضوع اشاره شده است .
شما می توانید با پیدا کردن یک تنه درخت مرده که آرمیلاریا روی آن کلنی کرده باشد به آسانی این نور افشانی را ببینید . دنبال پوسیدگی های درخشانی بگردید که فعال باشند و توسط سایر قارچ ها اشغال نشده باشد . قطعاتی را قطع کنید و آنها را در داخل یک کیسه پلاستیکی بگذارید . تعداد زیادی جمع کنید زیرا نور افشانی در گونه های مختلف متفاوت است . حالا تاریکترین نقطه ممکن را پیدا کنید . برای اینکه شما و دوستانتان را در فضای ذهنی مناسبتر قرار دهیم به جنگل بروید در یک شب تاریک و طوفانی و ابری ، اول صبر کنید تا چشم هایتان به تاریکی عادت کند 1یا 2 داستان ترسناک بگوئید حالا از انچه جمع اوری کرده است پرده برداری کنید . چشم هایتان را منور کنید و دوستانتان را تعجب زده .
علائم و نشانه ها :
در بیماری ریشه آرمیلاریا اگر فرد بتواند به ریشه درخت یا پایه آن برسد معمولا به سادگی قابل تشخیص است . یک پولاسکی ( شکل شماره 2 ) وسیله خوبی برای تشخیص ریشه های بیمار درختان است زیرا با یک طرف آن می توان زمین را کند و با طرف دیگر ریشه را قطع کرد . 
علائم تاج : سرخشکیدگی شاخه ها و باریک شدن تاج از علائم معمول ریشه آرمیلاریا هستند اما آنها همچنین علائم سایر بیماری های ریشه و سایر بیماری های درخت نیز محسوب می شوند . در بعضی از سوزنی برگان زرد شدن یا قرمز شدن جوانه های برگ یا تولید مخروط های سنگین تر از حد معمول ممکن است دیده شود .
علائم اولیه : در برخی از گونه ها؛ قارچ ممکن است از ریشه به تنه داخلی انتقال یابد و موجب شانکر بالای ریشه آلوده شود . در سوزنی برگ ها ی رزینی ، در اثر ( شکل 3 ) تراوش رزین در مجاورت ریشه آلوده ، طوقه و پایه ساقه resinosis دیده می شود .
Figure 3. Basal resinosis is a good symptom of root disease in resinous conifers. Resin production is a general defensive response of conifers to wounding or infection. Even species without well-developed, interconnected resin-duct systems, such as this subalpine fir, can exude resin on infection. (Courtesy USDA Forest Service, copyright-free)
که این بهترین علامت بیماری ریشه آرمیلاریا است . در برخی موارد ریشه های پوسیده ممکن است کاملا اشکار باشد و یا ممکن است پوسیدگی داخلی طوقه نمایان گردد . ( شکل 4)

Figure 4. Butt rot (decay of the inner wood of the base of the stem) caused by Armillaria, probably A. gallica, in Pennsylvania, U.S. The butt rot occurred while the tree was alive and contains abundant rhizomorphs. The tree eventually died and later snapped to reveal the decay column. (Used by permission of J. Worrall)
گونه های آرمیلاریا موجب پوسیدگی سفید چوب می شود . ( شکل 5 ) در مقابل برعکس پوسیدگی قهوه ای در پوسیدگس سفید لیگنین ، پلی ساکارید ( سلولز ) ؛ همی سلولز در نهایت از بین می رود . به دلیل اینکه لیگنین قهوه ای چوب از بین رفته است چوب حالت رنگ بری شده و ظاهری سفید دارد و در طول پوسیدگی سلولز های دست نخورده به چوب حالت قیبری می دهد . یعنی تمرکز رگه ها واضح است . در عوض در پوسیدگی قهوه ای سلولز و همی سلولز در تمام پوب در مراحل اولیه دز پلی مرایز می شوند . و لیکنین تقزیبا بدون تغییر باقی می ماند در نتیجه چوب ساختار فیبری خود را در مراحل اولیه پوسیدگی قهوه ای از دست می دهد و به سادگی شکننده و خرد می شود و قهوه ای تر است .

چوبی که توسط گونه های آرمیلاریا فاسد شده است معمولا اسفنجی ، چسبناک و احتمالا مرطوب است . رده های سیاهی که zone lines نامیده می شوند معمولا بر روی چوب های پوسیده شده دیده می شوند ،این خط ها در واقع صفحات حکاکی شده در چوب هستند ، گاهی اوقات آنها را صفحات pseudosclerotial می نامند . که تشکیل شده اند از سلول های قارچی تیره و ضخیم . آنها احتمالا در حفاظت از آرمیلاریا در برابر شرایط نامطلوب یا سایر قارچ ها یی که می خواهند سرزمین او را اشغل کنند( شامل سایر افراد گونه خودش )، نقش بازی می کنند . چوب در حال پوسیدگی ممکن است درخشان باشد و نور کمرنگی که در تاریکی قابل مشاهده است را تولید کند .
علائم : سه علامت بیماری ریشه آرمیلاریا ممکن است در باغات دیده شود . هر کدام از انها که به درستی تشخیص داده شوند تائید کننده بیماری است .
Mycelial fans تقریبا همیشه در درختان آلود و تازه مرده حضور دارند . اینها حصیر های( mat) سفید میسلیوم قارچ در بین تنه و چوب هستند . ( شکل 6)

اگر چه ممکن است سایر قارچ ها هم Mycelial fans تولید کنند اما آنهایی که مربوط به گونه آرمیلاریا armilaria است عموما قابل توجه تر بوده و بوی قارچ می دهد . معمولا الگوی بادبزن مانند دارند و در گونه های کوچکتر می توان آنها را پوست کند .
ریزومورف :(شکل 7&8 ) ریزومورف ها معمولا با این آلودگی همراه هستند و بسته به گونه ارمیلاریا آنها ممکن است کم تعداد ، کوچک ، شکننده باشند . پیدا کردنشان مشکل باشد و یا فراوان باشند . آنها استوانه ای شکل( در خاک ) و یا پهن شده در زیر ریشه هستند و 1-5 میلیمتر قطر دارند .قهوه ای قرمز تا سیاهند . شاخه شاخه هستند و سرشان در زمان رشد کرم رنگ است . بافت داخلی میسلیوم سفید رنک است اما ممکن است با افزایش سن آفتاب سوخته شود . ریزومورف ها اغلب به ریشه های آلوده می چشبند اما ممکن است به سطح ریشه های آلوده نشده هم بچسبند . گرچه سایر قارچ ها نیز طناب های mycelial و ریزومورف تولید می کنند اما من تا به حال نشنیده ام که ریزومورف های هیچ گونه ای با ریزومورف های آرمیلاریا armilaria اشتباه گرفته شود . بلکه بیشتر احتمال می رود با ریشه های درختان اشتباه گرفته شوند . حتی کارگران با تجربه گاهی باید آنها را با دقت برسی کنند تا تشخیص بدهند که آیا ریزومورف هستند یا نه .

.

قارچ ها ( شکل 1 ) ممکن است در آخر تابستان یا پائیز تولید شوند .میوه ( Fruiting) نامنظم قارچ ها ممکن است در برخی از سالها غائب باشند و در برخی از سالها فراوان . گرچه ریخت شناسی قارچ از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است اما آنها غالبا به صورت خوشه هایی نزدیک و یا در روی پایه درخت هستند . چتر های قهوه ای عسلی معمولا با پرز یا موهای تیره با تیغه های شعاعی ( gills ) سفید .
اسپور prints های سفید و ساقه سفید تا قهوه ای است معمولا دارای ظاهر خالدار است بیشتر گونه ها دارای زائده ای هستند که آن حلقه روی ساقه را ایجاد می کند . تفاوت های دیگری در بین گونه ها در ریخت شناسی قارچ ها وجود دارد . که ظریف و گوناگون است . قارچ ها خوراکی هستند اما شما نباید قارچ های وحشی را بخورید مگر اینکه در این زمینه تجربه داشته باشید .
بیولوژی پاتوژن : آرمیلاریا armilaria از راسته basidiomycota . basidiospores در قارچ ها تولید می شود خصوصا در روی بازیدیا روی خط های تیغه های شعاعی در قسمت زیری چتر .
گونه آرمیلاریا armilaria دارای یک سیکل هسته ای غیر معمول است که هنوز به طور کامل شناخته نشده است. بر اساس اغلب مطالعات انجام شده تفاوت های آنها با سایر اعضا بازیدومایکوتا basidiomycota در این است که، میسلیوم ها بعد از جفت گیری به جای اینکه هتروکاریوت باشند ، عمدتا دیپلوئید هستند.
تولید مثل جنسی :سازگاری جنسی بین بازیدیوسپورهای منفرد با دو هسته mating-type تنظیم می شود با الل های چند گانه در جمعیت .
ایزوله های باید الل های مختلفی در هر دو هسته داشته باشند تا از نظر جنسی سازگار باشند . اگر اینگونه باشند هیف ها می توانند جوش بخورند سپس هسته به فاصله کوتاهی جوش می خورد تا یک میسلیوم دیپلوئید ایجاد کند . چنین می سلیومی فاز غالب است که در جنگل پیدا می شود ؛ در خاک به عنوان ایزومورف و در درختان در حال مرگ نیز پیدا می شوند . در نهایت زمانی که شرایط مناسب باشد قارچ ها تولید می شوند . ممکن است در برخی از گونه های تغییرات هسته واسطه ای رخ دهد اما در نهایت در سلول های خاص ( بازیدیا ) که در gillهای قارچ ردیف شده اند میوز موجب تشکیل 4 هسته هاپلوئید می شود . هر هسته وارد یک بازیدیوسپور در حال رشد می شود و چرخه جنسی را کامل می کند .
تولید مثل غیر جنسی : گونه های آرمیلاریا اسپور غیر جنسی تولید نمی کنند اما آنها قادرند به صورت محلی پراکنده شوند و درختان جدید را کلونایز کنند . آنها این کار را از طریق رشد به عنوان میسلیوم از طریق تماس ریشه ای یا پیوند بین ریشه ای ؛ و یا رشد از طریق خاک به عنوان ریزومورف ( با قطر 1-5 میلیمتر به درخت مجاور ) انجام می دهند .
گونه ها: گرچه گونه های بسیاری از آرمیلاریا در طی سالها توصیف شده اند اما ویژگی ها و تفاوت های آنها نا مشخص است . بیماریشناسان گیاهی فهمیده اند که در پاتوژن گونه هایی وجود دارد اما مشکل بودن حل گوناگونی موجب شد تا همگی این پاتوژن ها را در گونه ای به نام mellea جای دهند . هنگامی که مشخص شد که گروههای intersterile یا گونه های بیولوژیک آرمیلاریا وجود دارد ، این وضعیت تغییر کرد . در داخل یک گروه جفت گیری با سیستم جفت گیری نرمال انجام می شود اما معمولا در بین گروهها جفت گیری اتفاق نمی افتد . معمولا تفاوت های طریفی بین گروههادر گزینش میزبان ، حالت تهاجمی ، جغرافیا ، ریخت شناسی قارچ و DNAدیده شده است . بیشتر گروهای intersterile حالا به گونه هایی که قبلا توصیف شده اند مرتبط شده اند و یا گروههای تازه ای توصیف شده است .
امروزه فکر می کنند که جنس آرمیلاریا خدود 400 گونه داشته باشد . برخی در چند قاره وجود دارند و برخی محدود به یک منطقه یا قاره هستند . حدود 9 گونه در امریکای شمالی شناخته شده است . دو پاتوژن مهم A.ostoyae (معمولا بر روی مخروطیان) ، و A, mellea (معمولا روی نهاندانگان ) .احتمالا در توزیع circumboreal دارند به این معنا که انها در نیمکره شمالی دیده می شوند .









